توضیحات

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

  مقاله خودباختگى و توكل بر خدا در pdf دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله خودباختگى و توكل بر خدا در pdf  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی مقاله خودباختگى و توكل بر خدا در pdf،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن مقاله خودباختگى و توكل بر خدا در pdf :

خودباختگى و توكل بر خدا

اشاره

در بسیارى از آیات قرآن مجید و روایات اسلامى و سرگذشت انبیاء و اولیاء و صالحان و در كتب علماى اخلاق و ارباب سیر و سلوك روى مساله توكل به عنوان یك فضیلت مهم اخلاقى كه بدون آن نمى‏توان به مقام قرب الهى رسید، یاد شده است.

 

منظور از توكل سپردن كارها به خدا، و اعتماد بر لطف اوست، زیرا «توكل‏» از ماده «وكالت‏» به معنى انتخاب وكیل نمودن و اعتماد بر دیگرى كردن است، بدیهى است هر قدر وكیل توانایى بیشتر و آگاهى فزون‏تر داشته باشد شخص موكل احساس آرامش بیشترى مى‏كند، و از آنجا كه علم خدا بى پایان و تواناییش نامحدود است هنگامى كه انسان توكل بر او مى‏كند آرامش فوق‏العاده احساس مى‏كند، در برابر مشكلات و حوادث مقاوم مى‏شود، و از دشمنان نیرومند و خطرناك نمى‏هراسد، در سختیها خود را در بن بست نمى‏بیند و پیوسته راه خود را به سوى هدف ادامه مى‏دهد.

انسانى كه بر خدا توكل دارد هرگز احساس حقارت و ضعف نمى‏كند بلكه به اتكاى لطف خدا و علم و قدرت بى پایان او خود را پیروز و فاتح مى‏بیند و حتى شكست‏هاى مقطعى او را مایوس نمى‏سازد.

هرگاه توكل به مفهوم صحیح كلمه در جان انسان پیاده شود به یقین امیدآفرین، نیروبخش و باعث تقویت اراده و تحكیم مقاومت و پایمردى است.

مساله توكل در زنگى انبیاى بزرگ الهى درخشش فوق‏العاده‏اى دارد، بررسى آیات قرآنى در این زمینه نشان مى‏دهد كه آنها همیشه در برابر مشكلات طاقت فرسا خود را زیر سپر توكل قرار مى‏دادند، و یكى از دلایل مهم پیروزى آنها داشتن همین فضیلت اخلاقى بوده است.

 

با این اشاره به آیات قرآن بازمى‏گردیم و با توجه به ترتیب تاریخى سرگذشت انبیاء مساله توكل را در زندگى آنان مورد بررسى قرار مى‏دهیم(از نوح(ع) شروع كرده به پیامبر اسلام(ص) پایان مى‏دهیم):

1- و اتل علیهم نبا نوح اذ قال لقومه یا قوم ان كان كبر علیكم مقامى و تذكیرى بآیات الله فعلى الله توكلت فاجمعوا امركم و شركائكم ثم لایكن امركم علیكم غمه ثم اقضوا الى و لاتنظرون (سوره‏یونس،آیه‏71)

2- انى توكلت على الله ربى و ربكم (سوره‏هود،آیه‏56)

 

3- ربنا انى اسكنت من ذریتى بواد غیر ذى زرع عند بیتك المحرم ربنا لیقیموا الصلوه فاجعل افئده من الناس تهوى الیهم و ارزقهم من الثمرات لعلهم یشكرون (سوره‏ابراهیم، آیه‏37)

4- ;ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقى الا بالله علیه توكلت و الیه انیب (سوره‏هود، آیه‏88)

5- و قال یا بنى لاتدخلوا من باب واحد و ادخلوا من ابواب متفرقه و ما اغنى عنكم من الله من شى‏ء ان الحكم الا لله علیه توكلت و علیه فلیتوكل المتوكلون (یوسف،67)

6- و قال موسى یا قوم ان كنتم آمنتم بالله فعلیه توكلوا ان كنتم مسلمین × فقالوا على الله توكلنا ربنا لاتجعلنا فتنه للقوم الظالمین (سوره‏یونس،آیات‏84و85)

 

7- و لما برزوا لجالوت و جنوده قالوا ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرین (سوره‏بقره،آیه‏250)

8- فان تولوا فقل حسبى الله لا اله الا هو علیه توكلت و هو رب العرش العظیم (سوره‏توبه، آیه‏129)

9- و ما لنا الانتوكل على الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن على ما آذیتمونا و على الله فلیتوكل المتوكلون (سوره‏ابراهیم،آیه‏12)

10- ;و من یتوكل على الله فهو حسبه; (سوره‏طلاق،آیه‏3)

ترجمه

 

1- سرگذشت نوح را بر آنها بخوان! در آن هنگام كه به قوم خود گفت: «اى قوم من! اگر تذكرات من نسبت‏به آیات الهى، بر شما سنگین(و غیر قابل تحمل) است، (هر كار از دستتان ساخته است‏بكنید) من بر خدا توكل كرده‏ام! فكر خود و قدرت معبودهایتان را جمع كنید، سپس هیچ چیز بر شما پوشیده نماند(تمام جوانب كارتان را بنگرید) سپس به حیات من خاتمه دهید و (لحظه‏اى) مهلتم ندهید!

2- من، بر «الله‏» كه پروردگار من و شماست توكل كرده‏ام!

3- پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمین بى آب و علفى، و در كنار خانه‏اى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را بر پا دارند، تو دلهاى گروهى از مردم را متوجه آنها ساز، و از ثمرات به آنها روزى ده، شاید آنان شكر تو را بجاى آورند!

 

4- من جز اصلاح – تا آنجا كه در توانایى دارم – نمى‏خواهم! و توفیق من جز به(كمك) خداوند نیست. بر او توكل كردم و به سوى او بازمى‏گردم!

5- و(هنگامى كه مى‏خواستند حركت كنند، یعقوب) گفت: «فرزندان من! از یك در وارد نشوید، بلكه از درهاى متفرق وارد گردید(تا توجه مردم به سوى شما جلب نشود)! و(من با این دستور) نمى‏توانم حادثه‏اى را كه از سوى خدا حتمى است از شما دفع كنم! حكم و فرمان، تنها از آن خداست!(براى پیروزى شما) بر او توكل كرده‏ام و همه متوكلان باید بر او توكل كنند»!

 

6- موسى گفت: «اى قوم من! اگر شما به خدا ایمان آورده‏اید، بر او توكل كنید اگر تسلیم فرمان او هستید»! – گفتند: «تنها بر خدا توكل داریم، پروردگارا! ما را مورد شكنجه گروه ستمگر قرار مده!

7- و هنگامى كه در برابر «جالوت‏» و سپاهیان او قرار گرفتند گفتند: «پروردگارا! پیمانه شكیبایى و استقامت را بر ما بریز! و قدمهاى ما را ثابت‏بدار! و ما را بر جمعیت كافران، پیروز بگردان!

8- اگر آنها(از حق) روى بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا كفایت مى‏كند، هیچ معبودى جز او نیست، بر او توكل كرددم، و او صاحب عرش عظیم است!

9- و چرا بر خدا توكل نكنیم، با اینكه ما را به راه‏هاى(سعادت) رهبرى كرده است، و ما به طور مسلم در برابر آزارهاى شما صبر خواهیم كرد(و دست از رسالت‏خویش برنمى‏داریم) و توكل كنندگان باید فقط بر خدا توكل كنند»!

 

10- و هر كس بر خدا توكل كند كفایت امرش را مى‏كند; .

تفسیر و جمع‏بندى
بازتاب توكل در زندگى پیامبران

در آیات قرآن مجید، به ویژه در تاریخ انبیا، صفت «توكل‏» به عنوان یكى از بارزترین صفات آنها در طول تاریخ مشاهده مى‏شود كه همواره در برابر حوادث سخت، مشكلات طاقت فرسا و دشمنان بى رحم اعتمادشان بر خدا و تكیه‏گاهشان ذات پاك او بوده است، و از وابستگى و اعتماد بر ما سوى الله مبرى بوده‏اند.

 

نخست از نوح(ع) پیامبر بزرگ خدا شروع مى‏كنیم:

در نخستین آیه مورد بحث مى‏خوانیم: هنگامى كه نوح(ع) در برابر دشمنان نیرومند و لجوج و متعصب قرار گرفت، با اعتماد به خداوند و توكل بر ذات پاكش در برابر همه آنان مقاومت كرد، قرآن در این زمینه به پیامبر اسلام(ص) مى‏گوید: «سرگذشت نوح(ع) را براى آنها(مسلمانان نخستین كه در چنگال دشمنان زورمند گرفتار بودند) بخوان، در آن هنگام كه به قوم خود گفت: اى قوم من! هرگاه موقعیت من و یادآورى‏هایم نسبت‏به آیات الهى بر شما سنگین(و غیر قابل تحمل) است، (هر كار از دستتان ساخته است‏بكنید، من ترس ندارم) من بر خدا توكل كرده‏ام، نیروى خود و نیروى معبودهایتان را جمع كنید، سپس چیزى بر شما مخفى نماند و بعد به حیات من پایان دهید و لحظه‏اى مهلتم ندهید(اما بدانید در برابر قدرت خداوند كارى از شما ساخته نیست!)»، (و اتل علیهم نبا نوح اذ قال لقومه یا قوم ان كان كبر علیكم مقامى و تذكیرى بآیات الله فعلى الله توكلت فاجمعوا امركم و شركائكم ثم لایكن امركم علیكم غمه ثم اقضوا الى و لاتنظرون) (1)

 

راستى این چه عاملى بود كه نوح(ع) را با مؤمنان اندكى كه اطراف او بودند، در برابر دشمنان قدرتمند و سرسخت، شجاعت و شهامت مى‏بخشید كه این چنین ایستادگى كردند و قدرت آنان را به باد مسخره گرفتند و بى اعتنایى خویش را به نقشه‏ها و افكار و بتهاى آنها نشان دادند، و به این وسیله ضربه‏اى محكم روانى بر آنان وارد ساختند.

آرى این عامل چیزى جز ایمان به خدا و توكل بر ذات پاك او نبود، و عجب اینكه نه تنها اظهار بى اعتنایى نسبت‏به آنها و معبودهایشان كردند بلكه آنان را بر مخالفت تشجیع نموده و به مبارزه طلبیدند، آرى این قدرت نمایى تنها زیبنده متوكلان است!

 

با توجه به اینكه سوره یونس كه این آیه در آن است مكى است، خداوند مى‏خواهد به گروه اندك مسلمانان كه در مكه همچون پروانه‏ها گرد شمع وجود پیامبر اسلام(ص) جمع شده بودند و در چنگال دشمنان نیرومند سرسختى قرار داشتند، قوت و قدرت روحى ببخشد و به آنها نشان دهد كه از این قدرت‏هاى پوشالى در برابر اراده خدا كارى ساخته نیست.

تعبیر به «شركائكم‏» ممكن است اشاره به بتها باشد كه شریكهاى ساختگى بت‏پرستان براى خدا بودند، و در موارد دیگر قرآن نیز كرارا این تعبیر براى بتها آمده است.

یا اینكه منظور دوستان و بستگان آنها باشد، یعنى تمامى نیروهایتان را بر ضد من بسیج كنید!

 

دومین آیه از زبان هود پیامبر7 است كه بعد از دوران نوح(ع) مى‏زیسته هنگامى كه از سوى قوم بت‏پرستش تهدید به مرگ مى‏شود، با صراحت‏به آنها مى‏گوید: «من خدا را گواه مى‏گیرم و شما هم گواه باشید كه از همتایانى كه براى خدا قرار داده‏اید بیزارم – همه شما براى من نقشه بكشید، و لحظه‏اى مرا مهلت ندهید(اما بدانید كارى از شما ساخته نیست چرا كه) – من توكل بر خداوندى كرده‏ام كه پروردگار من و شماست‏»! (;قال انى اشهد الله و اشهدوا انى برى‏ء مما تشركون × من دونه فكیدونى جمیعا ثم لاتنظرون × انى توكلت على الله ربى و ربكم) (2)

جالب اینكه نه تنها به قدرت عظیم مخالفان بت‏پرست و توطئه‏ها و شرارتهاى آنها اعتنا نمى‏كند، بلكه آنها را تحریك به قیام بر ضد خود مى‏نماید، تا به آنان ثابت كند قلب و روح او به جاى دیگرى وابسته است كه با توكل بر ذات پاك او كمترین واهمه‏اى از توطئه‏هاى دشمنان ندارد، هر چند قوى و نیرومند و سرسخت و لجوج باشند، و این خود نشان مى‏دهد كه توكل بر خدا تا چه اندازه به انسان شجاعت و شهامت و پایمردى و استقامت مى‏بخشد!

 

راستى شگفت آور است كه انسانى تك و تنها یا با یارانى بسیار اندك، در برابر گروهى عظیم و متعصب و زورمند، این گونه بایستد، و این چنین تهدیدهاى آنها را به باد سخریه بگیرد، آرى این از آثار ایمان و توكل بر خداست!

 

یكى از مفسران پیشین به نام «زجاج‏» مى‏گوید: این آیه از مهمترین آیات مربوط به پیامبران است كه پیامبرى تنها در برابر امتى عظیم از مخالفان بایستد و این چنین با آنها سخن بگوید، شبیه همین تعبیر را در داستان نوح(ع) و جریان پیامبر اسلام‏7 نیز خواندیم.

شایان توجه اینكه در ادامه این آیه، هود(ع) در مقام استدلال براى كار خود مى‏گوید: نه تنها شما، «هیچ جنبنده‏اى در جهان نیست مگر اینكه در قبضه قدرت و فرمان خداست‏»! (ما من دابه الا هو آخذ بناصیتها) (3)

سپس مى‏افزاید: او قدرتمندى نیست كه قدرتش موجب خودكامگى باشد بلكه «پروردگار من همواره بر صراط مستقیم است‏»! (ان ربى على صراط مستقیم)

بنابراین من بر كسى تكیه كرده‏ام كه قدرتش بى پایان و كارهایش عین صواب و عدالت است.

 

در سومین آیه اشاره به گوشه‏اى از سرگذشت ابراهیم(ع) و توكل او بر خدا در یكى از مشكل‏ترین ساعات زندگانیش مى‏كند، و مى‏فرماید: «پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمین بى آب و علفى در كنار خانه‏اى كه حرم توست(به فرمان تو و با توكل بر تو) ساكن ساختم تا نماز را بر پا دارند، اكنون تو دلهاى مردم را متوجه آنها كن و از ثمرات به آنها روزى ده، تا شكر تو را بجا آورند»، (ربنا انى اسكنت من ذریتى بواد غیر ذى زرع عند بیتك المحرم ربنا لیقیموا الصلوه فاجعل افئده من الناس تهوى الیهم و ارزقهم من الثمرات لعلهم یشكرون) (4)

آیا اگر ایمانى همچون كوه، و دلى همچون دریا، و توكلى در سطح بسیار بالا نباشد، ممكن است انسان همسر و فرزند دلبند شیرخواره‏اش را در سرزمینى خشك و سوزان و بى آب و علف – تنها براى امتثال فرمان خدا – رها كند، و از آنجا به وطن خویش بازگردد؟!

 

این جریان یادآور جریان دیگرى در زندگى ابراهیم(ع) است در آن هنگام كه بت‏پرستان لجوج و متعصب و خشمگین او را به خاطر در هم شكستن بتهایشان به محاكمه كشیده بودند و ابراهیم در یك قدمى مرگ قرار داشت، با این حال معبودهایشان را به سخریه مى‏كشید و با دلایل محكم، منطق خرافى آنها را در زمینه بت‏پرستى در هم مى‏كوبید. (5)

چهارمین آیه اشاره به ماجراى شعیب(ع) مى‏كند كه مدتى بعد از هود، و كمى قبل از موسى مى‏زیسته كه او هم در مقابل سرسختى قوم مشرك و بت‏پرست و تهدیدات آنها مى‏گوید: «من(با این برنامه‏هاى الهى) چیزى جز اصلاح تا آنجا كه در قدرت دارم، نمى‏خواهم، و توفیق من تنها از خداست، فقط بر او توكل كرده‏ام و به سوى او بازمى‏گردم‏»، (;ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقى الا بالله علیه توكلت و الیه انیب) (6)

آرى من با داشتن ایمان به خدا و توكل بر ذات پاك او از چیزى نمى‏ترسم و با قدرت راه خود را ادامه مى‏دهم.

قابل توجه اینكه: شعیب(ع) براى دست زدن به اصلاحات همه جانبه در اجتماع فاسد آن زمان بر سه اصل تكیه مى‏كند: نخست فراهم شدن مقدمات از سوى پروردگار كه با كلمه «توفیق‏» به آن اشاره شده، سپس داشتن اراده نیرومند براى شروع به كار كه با «توكل‏» به پروردگار حاصل مى‏شود، و سپس دارا بودن انگیزه‏اى صحیح و سازنده كه با «الیه انیب‏» (به سوى او بازمى‏گردم و همه كارهایم براى خداست) به آن اشاره مى‏كند.

 

در پنجمین آیه سخن از یعقوب كه جد والاى بنى اسرائیل است‏به میان آمده، آن زمان كه در تنگناى شدیدى قرار گرفته بود از یكسو فرزند عزیزش یوسف(ع) را از دست داده، و از سوى دیگر قحطى شدید در كنعان همه مردم، و از جمله خاندان او را تحت فشار قرار داده است، و به حكم اجبار، فرزند دلبند دیگرش بنیامین را به دست‏برادران بد سابقه و نامهربان! سپرده، تا براى به دست آوردن آذوقه بار دیگر به سرزمین «مصر»بروند و از «عزیز مصر» كمك بطلبند، در اینجا بود كه یعقوب سفارشى به این مضمون به فرزندان خود كرد: «فرزندان من!(به مصر كه مى‏روید) همه شما از یك دروازه وارد نشوید، بلكه از درهاى متفرق وارد شوید(مبادا ورود یك جمعیت غیر بومى در مصر حساسیت مردم را برانگیزد و به آنها آسیبى برسانند)»! (و قال یا بنى لاتدخلوا من باب واحد و ادخلوا من ابواب متفرقه;) (7)

 

سپس افزود: «من با این دستور نمى‏توانم حادثه‏اى را كه از سوى خدا مقرر شده است از شما برطرف سازم، حكم و فرمان مخصوص به خداست، بر او توكل كردم، و همه توكل كنندگان باید بر او توكل كنند(و از او استمداد نمایند)»، (;و ما اغنى عنكم من الله من شى‏ء ان الحكم الا لله علیه توكلت و علیه فلیتوكل المتوكلون) (8)

به این ترتیب یعقوب دستورهاى لازم را براى پیشگیرى از حوادث قابل اجتناب به فرزندان خود داد، ولى تاكید كرد كه من با این دستورها نمى‏توانم جلو هر 2حادثه‏اى را بگیرم و در برابر همه مشكلات تدبیرى بیندیشم، بلكه ما باید آنچه در توان داریم انجام دهیم و در بقیه بر خدا توكل كنیم و همه باید بر او توكل كنند.

 

در واقع یعقوب با این سخن هم توصیه به توكل مى‏كند و هم دلیل آن را ذكر مى‏نماید، مى‏گوید: چون همه چیز به فرمان خداست، پس باید بر او توكل كرد، چرا كه در برابر اراده خدا از دیگرى كارى ساخته نیست.

روشن است كه منظور از «حكم‏» در اینجا «حكم تكوینى‏» پروردگار در عالم آفرینش است كه بازگشت‏به عالم اسباب مى‏كند و ناظر به حكم تشریعى نیست(دقت كنید).

در ششمین آیه نوبت‏به ماجراى موسى(ع) و بنى اسرائیل مى‏رسد در آن هنگام كه موسى(ع) دعوت خویش را آشكار كرد، و معجزات بزرگ خود را نشان داد، ولى با این همه تنها گروهى از بنى اسرائیل به او ایمان آوردند، در حالى كه آنها نیز از فرعون و اطرافیانش بیمناك بودند، مبادا آسیبى به آنها برسانند و مورد شكنجه واقع شوند، زیرا هنگامى كه فرعون همسر خود را به خاطر اظهار ایمان به موسى(ع) تحت‏سخت‏ترین شكنجه‏ها قرار مى‏دهد، پیداست‏با دیگران چه خواهد كرد، به همین دلیل موسى بن عمران براى اینكه آرامشى به آنها ببخشد و از وحشت رهایى یابند، دستور توكل را به آنها داد و فرمود: «اى قوم من! اگر شما به خدا ایمان آورده‏اید و تسلیم فرمان او هستید بر او توكل كنید»، (و قال موسى یا قوم ان كنتم آمنتم بالله فعلیه توكلوا ان كنتم مسلمین) (9)

یعنى تنها در سایه توكل بر خداست كه مى‏توانید با چنین حاكم نیرومند بى رحم خطرناكى مبارزه كنید، و از شر او در امان بمانید.

 

بدیهى است موسى(ع) خود در این امر پیشگام بود، و اگر مقام توكل را نداشت چگونه ممكن بود یك مرد چوپان با نداشتن هیچ گونه قدرت ظاهرى به جنگ یكى از بزرگترین قدرتهاى نظامى و سیاسى زمان خود برود؟!

آن گروه از مؤمنان دعوت موسى(ع) را لبیك گفتند و در پاسخ او چنین بیان داشتند: «ما تنها بر خدا توكل داریم‏»! (فقالوا على الله توكلنا;) (10)

سپس رو به درگاه خدا آوردند و عرض گردند: «پروردگارا! ما را مورد شكنجه این گروه ستمگر قرار نده‏»! (;ربنا لاتجعلنا فتنه للقوم الظالمین) (11)

«و ما را به رحمتت از چنگال گروه كافران رهایى بخش‏»، (و نجنا برحمتك من القوم الكافرین) (12)

منظور از «فتنه‏» در آیه اخیر، شكنجه است كه در بعضى از آیات قرآن به خصوص در سوره «بروج‏» در مورد اصحاب «اخدود» آمده است، و در آیه‏83 كه قبل از آیه مورد بحث آمده است، نیز به آن اشاره شده.

این احتمال نیز وجود دارد كه منظور از فتنه در هر دو مورد، منحرف شدن یا منحرف ساختن از دین و ایمان باشد، چرا كه اگر فرعونیان بر مؤمنان سلطه پیدا مى‏كردند آن را دلیل بر حقانیت‏خود پنداشته و در طریق انحراف ثابت قدم‏تر مى‏شدند.

 

در هفتمین آیه نوبت‏به زمانهاى بعد از موسى(ع) مى‏رسد، در آن زمان كه بنى‏اسرائیل زیر سیطره سلطان جبارى به نام «جالوت‏» قرار گرفته بودند، و ناچار نزد پیامبر زمان خود «اشموئیل‏» آمده، از او تقاضا كردند كه فرمانده‏اى لایق براى آنها تعیین كند، تا براى به دست آوردن سرزمین خود با جالوت بجنگند، اشموئیل، طالوت را كه جوان نیرومند و آگاه و از هر نظر لایقى بود براى این امر برگزید، بنى‏اسرائیل نخست زیر بار نمى‏رفتند، سپس با تمهیداتى از ناحیه آن پیامبر، فرماندهى او را پذیرفتند.

 

طالوت پس از آزمایشهاى متعددى افرادى را كه آمادگى بیشترى براى جهاد داشتند گزینش كرد و به میدان نبرد آورد.

آیه مورد بحث از لحظاتى سخن مى‏گوید كه دو لشكر در مقابل هم قرار گرفتند لشكر نیرومند جالوت و لشكر ظاهرا ضعیف طالوت، مى‏فرماید: «هنگامى كه در برابر جالوت(ستمگر و سپاهیانش قرار گرفتند، گفتند: پروردگارا پیمانه شكیبایى و استقامت را بر ما بریز و گامهاى ما را استوار بدار و ما را بر قوم كافر پیروز گردان‏»، (و لما برزوا لجالوت و جنوده قالوا ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرین) (13)

درست است كه نفرات طالوت در برابر لشكر جالوت اندك بودند و ساز و برگ جنگى قابل ملاحظه‏اى نیز در اختیار نداشتند، ولى چیزى كه این عدم توازن را به نفع مظلومان بنى اسرائیل بر هم زد و سرانجام در برابر دشمن پیروز شدند، همان ایمان و توكل آنها بر خدا و تكیه بر صبر و استقامت و تقاضاى نصرت از پیشگاه حق بود.

 

به همین دلیل در آیه بعد مى‏فرماید: «فهزموهم باذن الله; آنها به فرمان خدا سپاه جالوت را در هم شكستند و به هزیمت واداشتند»!

بدیهى است صبر و استقامت‏سبب ثبات قدم، و ثبات قدم سبب پیروزى است و به همین دلیل آنها این امور سه‏گانه را به ترتیب در دعاى خود ذكر كردند و روح همه اینها ایمان و توكل بر خداست.

در هشتمین آیه سخن از پیامبر اسلام(ص) و مقام توكل اوست، در آن هنگام كه در برابر مشكلات سخت قرار داشت و خداوند به او تعلیم داد چگونه بر مشكلات پیروز گردد، مى‏فرماید: «اگر آنها(كافران) از حق روى بگردانند(نگران مباش) بگو: خداوند مرا كفایت مى‏كند، هیچ معبودى جز او نیست، بر او توكل كردم، او پروردگار عرش عظیم است‏»، (فان تولوا فقل حسبى الله لا اله الا هو علیه توكلت و هو رب العرش العظیم) (14)

این آیه به خوبى نشان مى‏دهد كه انسان هر قدر تنها باشد اگر توكل بر خدا داشته باشد، مشكلى ندارد، چرا كه خدا رب عرش عظیم و داراى قدرت بى نظیر است، قدرتى كه قدرت‏هاى ناچیز بندگان در مقابل آن اثرى ندارد، جایى كه عرش و عالم بالا با آن همه عظمتى كه دارد در قبضه قدرت اوست چگونه ممكن است‏بندگان متوكل را در برابر مشكلات و دشمنان تنها بگذارد؟!

 

شایان توجه اینكه بعضى معتقدند این آیه كه آخرین سوره توبه است و آیه قبل از آن آخرین آیاتى است كه بر پیامبر(ص) نازل شده است، و جالب اینكه آیاتى كه در آغاز بعثت نازل شد نیز همین حال و هوا را دارد و نشان مى‏دهد كه سرمایه اصلى آن حضرت در آن زمان نیز توكل بر خدا بود، در آیه 38 سوره زمر كه مربوط به آن زمانهاست مى‏خوانیم: «;قل حسبى الله علیه یتوكل المتوكلون; بگو: خداوند مرا كافى است و متوكلان باید بر او توكل كنند»!

 

به این ترتیب پیامبر اكرم(ص) در آغاز و پایان كار و در همه حال، در زیر چتر توكل قرار داشت، و همین امر عامل استقامت و پایمردى و پیروزى او بود.

در نهمین آیه سخن از تمام پیامبران پیشین به میان آمده است، از زمان نوح(ع) تا پیامبرانى كه بعد از او بودند، مى‏گوید: «هنگامى كه پیامبران با مخالفت قوم خود روبه رو شدند(و خود را تنها دیدند گفتند:) چرا ما بر خدا توكل نكنیم، با اینكه ما را به راههاى سعادت رهبرى كرده و ما به یقین در برابر آزارهاى شما شكیبایى خواهیم كرد(و با این تهدیدها و آزارها دست از رسالت‏خویش برنمى‏داریم) و توكل كنندگان باید فقط بر او توكل كنند»! (و ما لنا الانتوكل على الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن على ما آذیتمونا و على الله فلیتوكل المتوكلون) (15)

از این آیه به خوبى استفاده مى‏شود كه توسل به ابزار توكل بر خدا در برابر انبوه مشكلات طاقت‏فرسا كار همه انبیا در طول تاریخ بوده است و در واقع آنها با نیروى توكل بر انبوه دشمنان سرسخت پیروز مى‏شدند، و از اینجا نقش توكل در زندگى انسانها به خصوص رهبران و پیشوایان آشكار مى‏شود.

 

در واقع آنچه به پیامبران قدرت مى‏بخشید كه با نداشتن «عده‏» و «عده‏» در برابر قدرتمندترین حكومت‏هاى بیدادگر عصر خود بایستند، و مرعوب تهدیدهاى آنها نشوند همین توكل بر خدا بود كه «ماسوى الله‏» را در نظر آنها كوچك و بى ارزش مى‏ساخت.

شایان توجه است كه در آیه قبل(آیه 11 سوره ابراهیم) مى‏خوانیم: «و على الله فلیتوكل المؤمنون‏» و در آیه مورد بحث مى‏خوانیم: «و على الله فلیتوكل المتوكلون‏».

از انضمام این دو آیه به یكدیگر استفاده مى‏شود كه مؤمنان واقعى همان متوكلانند ضمنا از این آیه استفاده مى‏شود كه توكل زاییده معرفت و هدایت الهى است همان گونه كه صبر و شكیبایى در برابر آزارهاى دشمنان زاییده توكل است(دقت كنید).

 

در دهمین آیه با ذكر نتیجه روشنى براى توكل بر خدا همگان را تشویق به این امر مى‏كند، و وعده نجات و پیروزى به آنها مى‏دهد، مى‏فرماید: «هر كس بر خدا توكل كند خدا كار او را به سامان مى‏برد، خداوند فرمان خود را به انجام مى‏رساند، و براى هر چیز اندازه‏اى قرار داده است‏»، (و من یتوكل على الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لكل شى‏ء قدرا) (16)

در واقع خداوند وعده قطعى به همه متوكلان داده كه مشكلات آنها را حل كند.

سپس به ذكر دلیل آن پرداخته، مى‏فرماید: «زیرا خداوند بر هر چیز تواناست‏» بدیهى است چنین كسى مى‏تواند به تمام وعده‏هاى خود جامه عمل بپوشاند و مشكلات را هر قدر سنگین و سخت‏باشد با اراده و فرمان خود بگشاید.

 

جمله قد جعل الله لكل شى‏ء قدرا ممكن است پاسخ به این سؤال باشد كه چرا گاهى نهایت توكل را بر ذات پاك او داریم ولى پیروزیها به تاخیر مى‏افتد؟

قرآن به این سؤال چنین پاسخ مى‏گوید: «شما از مصالح امور آگاه نیستید هر چیز حسابى دارد، و هر كار زمانى را مى‏طلبد، و هر پدیده‏اى در ظرف ویژه خود مطلوب است‏به همین دلیل به مقتضاى «الامور مرهونه باوقاتها» گاه مصلحت در این است كه نتیجه به تاخیر افتد، بنابراین شتابزدگى و عجله در این گونه امور روا نیست.

شبیه همین معنى در آیه 160 سوره آل عمران آمده است كه پیروزى و شكست را از سوى خدا مى‏شمرد و مى‏گوید توكل بر خدا راه وصول مؤمنان به پیروزى است: «ان ینصركم الله فلاغالب لكم و ان یخذلكم فمن ذاالذى ینصركم من بعده و على الله فلیتوكل المؤمنون; اگر خداوند شما را یارى كند هیچ كس بر شما غالب نخواهد شد، و اگر دست از یارى شما بردارد، كیست كه بعد از او شما را یارى كند؟! و مؤمنان باید تنها بر خدا توكل كنند»!
نتیجه نهایى

 

آیات بالا كه در آن از قدیمترین انبیاى الهى شروع مى‏شود و به پیامبر اسلام(ص) ختم مى‏گردد بازتاب مساله توكل را در زندگى انسانها و جهاد پیامبران و پیروزى بر مشكلات از جهات مختلف روشن مى‏سازد و نشان مى‏دهد تا چه حد این فضیلت اخلاقى كارساز و نقطه مقابل آن یعنى عدم اعتماد بر پروردگار تا چه حد مایه سقوط فرد و جامع است!
«توكل‏» در احادیث اسلامى

در روایات اسلامى اهمیت فوق العاده‏اى به این ارزش اخلاقى داده شده تا آنجا كه آثار و بركاتى براى آن بیان گردیده كه براى كمتر صفتى مى‏توان یافت، روایات زیر را كه از میان آنها گلچین كرده‏ایم و دقایق لطیفى كه در آن است نمونه خوبى براى این مقصود محسوب مى‏شود:

 

1- در حدیثى از رسول خدا(ص) مى‏خوانیم: «من سره ان یكون اقوى الناس فلیتوكل على الله; كسى كه دوست دارد قوى‏ترین مردم باشد بر خدا توكل كند»! (17)

2- در حدیث دیگرى از امیرمؤمنان على(ع) آمده است: «فى التوكل حقیقه الایقان; قیقت‏یقین در توكل است‏»! (18)

 

3- در حدیث پرمعناى دیگرى در داستان ابراهیم(ع) در تفسیر على بن ابراهیم مى‏خوانیم: هنگامى كه ابراهیم(ع) را در منجنیق گذاشتند عمویش آزر آمد و یك سیلى محكم به صورت او زد و گفت: از مذهب توحیدیت‏بازگرد!(ابراهیم اعتنایى به او نكرد) در این هنگام خداوند فرشتگان را به آسمان دنیا فرستاد تا نظاره‏گر این صحنه باشند، همه موجودات از خدا تقاضاى نجات ابراهیم(ع) را كردند، از جمله زمین گفت: «پروردگارا! بر پشت من بنده موحدى جز او نیست و هم اكنون در كام آتش فرومى‏رود، خطاب آمد اگر او مرا بخواند مشكلش را حل مى‏كنم، جبرئیل در منجنیق به سراغ او آمد و گفت: اى ابراهیم! به من حاجتى دارى تا انجام دهم؟ ابراهیم گفت: «به تو نه! اما به پروردگار عالم آرى!» در اینجا بود كه جبرئیل انگشترى به او داد كه این جمله‏ها(كه در واقع دستور نجات بود) بر روى آن نوشته شده بود: لا اله الا الله محمد رسول الله،

الجات ظهرى الى الله، اسندت امرى الى الله، و فوضت امرى الى الله!(این جمله‏ها كه مفهوم واقعیش همان توكل همه جانبه بر خدا بود، كار خود را كرد، و هنگامى كه ابراهیم(ع) به میان آتش پرتاب شد به تعبیر روایت: «اوحى الله الى النار كونى بردا، فاضطربت اسنان ابراهیم من البرد حتى قال: و سلاما على ابراهیم; در این هنگام خداوند به آتش وحى فرستاد كه سرد شو! آتش آن چنان سرد شد كه دندانهاى ابراهیم به هم مى‏خورد، سپس خطاب آمد و سلاما على ابراهیم سرد و سالم باش براى ابراهیم (در این هنگام آتش به محیطى آرام‏بخش مبدل گشت) و جبرئیل در كنار ابراهیم قرار گرفت و با او به گفتگو نشست‏».

نمرود از فراز جایگاه خود چنین گفت: «من اتخذ الها فلیتخذ مثل اله ابراهیم; اگر كسى مى‏خواهد معبودى براى خود برگزیند همانند معبود ابراهیم(ع) را انتخاب كند»! (19)

آرى توكل بر خداست كه آتش‏ها را به گلستان مبدل مى‏كند، توكلى همچون توكل ابراهیم كه حتى از دست زدن به دامان جبرئیل احساس دورى از خدا مى‏كند و معتقد است‏باید آب را از سرچشمه گرفت تا صاف‏تر و زلال‏تر باشد!

 

4- امام صادق(ع) در تعبیر دیگرى مى‏فرماید: «ان الغنى و العز یجولان فاذا ظفرا بموضع التوكل اوطناه; توانگرى و عزت پیوسته در حركتند هنگامى كه به محل توكل برسند آنجا را وطن خود انتخاب مى‏كنند». (20)

یعنى قلبى كه كانون توكل بر خداست هم احساس بى نیازى از ماسوى الله مى‏كند و هم احساس عزت و قدرت، چرا كه تكیه بر قدرتى كرده كه بالاتر از همه چیز است، تكیه‏گاهى بى نیاز از همه كس و همه چیز و قدرتى شكست ناپذیر.

برای دریافت اینجا کلیک کنید

سوالات و نظرات شما

برچسب ها

سایت پروژه word, دانلود پروژه word, سایت پروژه, پروژه دات کام,

آخرین مطالب وبلاگ

نظرات مشتریان

سلام و خسنه نباشید اول بگم که سایت خوب و جامع و با امکانات خیلی خوبی دارید.. مهمتر اینکه کاربر رو بعد از خریدش رها نمیکنید و واقعا پاسخگو هستید. موفق باشید ممنون. امیر

Copyright © 2014 icbc.ir