توضیحات

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

 مقاله در مورد گذری بر زندگی شاه عباس صفوی دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله در مورد گذری بر زندگی شاه عباس صفوی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی مقاله در مورد گذری بر زندگی شاه عباس صفوی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن مقاله در مورد گذری بر زندگی شاه عباس صفوی :

گذری بر زندگی شاه عباس صفوی

تشكیل دولت صفوی در اوایل قرن دهم هجری قمری ( ابتدای قرن شانزدهم میلادی ) یكی از رویدادهای مهم ایران محسوب می شود . پیدایش این دولت كه باید آن را سرآغاز عصر تازه ای در حیات سیاسی و مذهبی ایران دانست موجب گردید استقلال ایران بر اساس مذهب رسمی تشیع و یك سازمان اداری بالنسبه متمركز ، تامین گردد . گذشته از آن تاسیس و استقرار این دولت زمینه ای را فراهم ساخت تا خلاقیتهای فرهنگی و هنری معماری ، تداوم و امكان تجلی و رشد یابد و

نمونه های بدیعی از این امور (‌ به ویژه در زمینه هنر و معماری ) پدید آید . با آغاز روابط سیاسی با دولتهای اروپایی و سرزمینهای همجوار ، بازرگانی توسعه یافت . لازم به ذكر است كه این امر موجب تحول در اقتصاد داخلی گردید و این تحول در تولید و فروش ابریشم و ایجاد مراكز بزرگ بافندگی بسیار موثر افتاد.

در سال 907 ه.ق. شاه اسماعیل اول (‌ فرزند شیخ حیدر صفوی ) با كمك قزلباشان منتسب به خانقاه اردبیل ، پس از شكست فرخ یسار ( پادشاه شروان ) و الوند بیگ آق قویونلو ، شهر تبریز ( پایتخت دولت آق قویونلو ) را به تصرف درآورد . در همین شهر بود كه دولت صفوی را بنیان نهاد و مذهب شیعه دوازده امامی را مذهب رسمی ایران اعلام كرد . او در نخستین سالهای سلطنت خود تمامی قدرتهای خود مختار داخلی را برانداخت و زمینه ایجاد حكومت مركزی را فراهم ساخت .

با اینكه تاسیس دولت صفوی به دست شاه اسماعیل در سال 907 ه.ق. انجام گرفت ولی علل و عوامل تكوین این دولت به دو قرن قبل از آن بازمی گشت. با این نظر اجمالی به تاریخ اجتماعی ایران بعد از اسلام ، باید گفت كه ایجاد دولت شیعی صفوی نقطه اوج نهضتهایی بود كه به طرفداری از تشیع علیه حكومتهای بنی امیه و بنی عباس و قدرتهای همسوی آنان صورت گرفت .

هجوم مغول در اوایل قرن هفتم ه.ق. و سقوط بغداد ( مركز خلافت عباسی ) در آغاز نیمه دوم این قرن زمینه و شرایط مساعدی را فراهم كرد تا پیروان مذاهب ( به ویژه تشیع و نحله های فكری وابسته به آن )‌ امكان بیشتری برای رشد و توسعه پیدا كنند . در واقع قرن هشتم و نهم هجری ( به خصوص دوران انحطاط حكومت ایلخانان و تیموریان ) تا حد زیادی به رشد تشیع و تصوف كمك كرد . شیخ صفی الدین اسحاق اردبیلی نیای بزرگ صفویان و پیشوای طریقت صفوی در عصر ایلخانان

می زیست . تولد او به سال 650 ه.ق. و وفاتش به سال 735 ه.ق. روی داد و با ایلخانانی همچون سلطان محمود غازان خان اولجایتو و سلطان ابوسعید بهادرخان معاصر بود .
بر پایه یكی از قدیمترین متون صفویه ( صفویه الصفاء تالیف این بزاز ) جد اعلای شیخ صفی الدین موسوم به فیروزشاه زرین كلاه در ناحیه مغان و مجاورت غرب گیلان توطن اختیار نمود و فرزندان او

در آن نواحی با حسن سلوك و پرهیزگاری و زهد روزگار می گذرانیدند . صفی الدین كه هشتمین نسل فیروزشاه بود در آغاز جوانی با شور و اشتیاقی كه در كسب عرفان داشت به دنبال مراد از شهری به شهری می رفت . سرانجام در گیلان به خانقاه شیخ تاج الدین ابراهیم ( معروف به شیخ

زاهد گیلانی )‌ رسید و در سلك مریدان او در آمد . شیخ كه استعداد ذاتی و صلاحیت او را در سیرو سلوك دریافته بود ، وی را به جانشینی خویش انتخاب كرد و در سال 700 ه.ق. كه شیخ زاهد وفات یافت صفی الدین به جای او بر مسند ارشاد نشست و شهر اردبیل را كه موطنش بود مركز فعالیت خود ساخت و خانقاهی در آن بر پا نمود . این خانقا به زودی مركز تجمع پیروان شیخ صفی

شد . ظلم و جور حكام ایلخانی و كارگزاران آنان و مضیقه هایی كه برای مردم فراهم می كردند ،خانقاههای آن روزگار را به مراكز تجمع ناراضیان و اندیشه وران تبدیل كرده در این میان خانقاه شیخ صفی از موقعیت ممتازی برخوردار بود . همچنین موقعیت اردبیل بر سر راههای ارتباطی گیلان و اران و آذربایجان و آناتولی و نیز نفوذ معنوی شیخ و احترامی كه ایلخانان معاصر او برایش قایل بودند بیش از پیش بر اهمیت این خانقاه افزود .
شیخ صفی الدین در سال 730 ه.ق. در حالی كه مریدان بسیاری در حلقه طریقت او فراهم آمده بودند ، زندگی را بدرود گفت و فرزندش ، صدر الدین موسی جانشین او شد . از این زمان تا دوران كه شیخ جنید به پیشوایی رسید رهبران خانقاه تنها كوشش خود را صرف تبلیغ و ارشاد مریدان در مناطق دور و نزدیك می كردند و در این دوران كه از سال 730 تا 830 ه.ق. به طول انجامید نفوذ طریقت صفوی در میان عشایر محروم و تهیدست آناتولی ( كه از تركان مهاجر آن دیار بودند ) و شیعیان جزیره و شامات و جبل لبنان بالا گرفت . ولی از زمان كه شیخ جنید به پیشوای خانقاه رسید به علت انتشار تشیع غالی در سرزمینهای یاد شده – به ویژه در آناتولی – و همبستگی افكار صوفیانه با آرمانهای تشیع ، خانقاه اردبیل به مركز تبلیغات شیعی تبدیل شد . بروز اختلافات بین حكام سلسله های آق قویونلو و قره قویونلو و موقعیت خانقاه در این كشمكشها سبب گردید تا طریقت صفوی به جریانات سیاسی و نظامی وقت كشانده شود . شیخ جنید ، كه توسط جهانش

اه قره قویونلو از اردبیل تبعید شده بود ، در دیار بكر مورد حمایت اوزون حسن رقیب جهانشاه قرار گرفت و با كمك او به تجهیز طرفداران خود در میان قبایل ترك و شیعیان پرداخت . وی در جنگهایی كه به خواست اوزون حسن برپا شده بود ، شركت كرد . اما در سال 860 ه.ق. كه به عنوان جهاد مذهبی به ناحیه شروان رفت ( در جنگ با شروانشاه ) به قتل رسید . پس از وی حیدر ( فرزندش ) جای او را گرفت . او نیز مانند پدر از حمایت اوزون حسن برخوردار گردید و امیر آق قریونلو ، دختر خود را به ازدواج او در آورد .

شیخ حیدر ( یا به قول مورخان عصر صفوی ، سلطان حیدر ) در اردبیل از صوفیان سرسپرده خود نیرویی منظم و مسلح به وجود آورد كه به علت كلاه دوازده ترك و متحدالشكل آنان به تاركی سرخ منتهی می شد ، به ” قزلباش ” معروف شدند . این نیرو بعدها در شكل گیری دولت صفوی نقش عمده ای ایفا كرد.
سلطان حیدر كه بلندپروازیهای پدر را در جهاد مذهبی با شروانشاه دنبال می كرد در راس جنگجویان خود به شروان لشگر كشید . ولی با تمام جلادت و رشادتی كه به خرج داد از قوای متحد شروانشاه و یعقوب بیك آق قویونلو شكست خورد و كشته شد ( 893 ه.ق. ) فرزندانش علی ، ابراهیم و اسماعیل به فرمان یعقوب بیك در قلعه استخر فارس زندانی شدند . اما نزاع بر سر جانشینی یعقوب بین بایسنقر میرزا ( فرزندش ) با رستم ( نواده اوزون حسن )‌بار دیگر پای خاندان صفوی را به میان كشید . در این راستا رستم میرزا برای مقابله با رقیب زورمند خود یعنی بایسنقر

میرزا تصمیم گرفت پسران حیدر را از زندان آزاد و با نیروی صوفیان رقیب را از میدان به در كند . با رسیدن فرزندان حیدر به اردبیل ، علی ( فرزند ارشد ) در معیت لشگری كه از صوفیان فراهم كرده بود به مقابله با بایسنقر شتافت و او را در میان رود كر شكست داد . اما به علت سوء ظن رستم بیك و بیمی كه وی از قدرت روز افزون هواداران سلطان علی داشت علی را ضمن توظئه ای در راه

بازگشت به آذربایجان به قتل رسانید و حكم دستگیری ابراهیم و اسماعیل را صادر كرد . ولی آن دو به كمك مشاوران نزدیك خود از معركه گریختند و پس از مدتی اختفا در اردبیل به سوی گیلان رفتند و حاكم لاهیجان ( كاركیا میرزا علی ) كه سادات شیعی آن سامان بود مقدم آنان را گرامی داشت . پس از چند ماه كه از اقامت فرزندان حیدر در لاهیجان گذشت ابراهیم به هوای دیدار وطن عازم

اردیبل شد. اما اسماعیل تا سال 905 ه.ق. كهآغاز نهضت اوست شش سال در لاهیجان باقی ماند . او در این مدت تحت نظر و مراقبت كاركیا میرزا علی با خواندن و نوشتن و تعلیم قرآن و فنون سواری و تیر اندازی آشنا شد . سرانجام در نیمه محرم سال 905 ه.ق. كه دوازده سال تمام

داشت ، با مشورت ” اهل اختصاص ” به ویژه حسین بیگ الله و ابدال بیگ دده تصمیم به خروج از لاهیجان و عزیمت به سوی اردبیل گرفت . در این جریان هر اندازه میرزا علی كوشید از تصمیم زود رس او ممانعت كند ، فایده ای نبخشید . در راه حركت به اردبیل و از این شهر به ارزنجان ، و هزاران نفر از مریدان و صوفیان نواحی مختلف و عشایر استاد جلو ،‌شاملو ، ذوالقدر ، افشار ، قاجار و ورساق به اردوی اسماعیل پیوستند . او ابتدا تصمیم داشت به منظور جهاد به گرجستان عزیمت

كند ولی در ارزنجان تصمیم او تغییر كرد و آماده جنگ شروان گردید . انگیزه او از این اقدام ، انتقام از شروانشاه بود (زیرا پدر و جدش در جنگ با او به قتل رسیده بودند ) . اسماعیل همراه سپاه خود پس از عبور جسورانه ای از رود كر ( كورا ) و تصرف شماخی ، شروانشاه را در نزدیك قلعه گلستان شكست داد و به قتل رسانید ( 906 ه.ق ) . پس از آن قلعه شهر نو و باكو و گلستان را تسخیر

كرد و در ناحیه شرور بر قوای الوند بیگ آق قویونلو كه به كمك فرخ یسار پادشاه شروان شتافته بود غلبه كرد و او را مجبور ساخت به سوی عراق بگریزد و خود پس از عبور از نخجوان پیروزمندانه وارد تبریز گردید ( 907 ه.ق. ) و با فتح تبریز ، دولت صفوی پا به عرصه وجود نهاد.
شاه اسماعیل در نخستنین جمعه پیروزی ، فرمان داد تا خطیب شهر خطبه ائمه اثنی عشر ( ع ) را بخواند و جمله های ” اشهدان علیا” ولی الله ” و ” حی علی خیر العمل ” را اذان بگوید . همچنین ، مذهب دوازده امامی به عنوان مذهب رسمی كشور اعلام گردد.
نخستین سالهای سلطنت شاه اسماعیل صرف از میان بردن قدرت و نفوذ دولت آق قویونلو و سركوب حكام محلی شد . وی از سال 907 ه.ق. تا فتح خراسان به سال 916 ه.ق. در جنگ همدان سلطان مراد آق قویونلو را ( كه فرمانروای عراقین و فارس و كرمان بود ) شكست داد و مناطق تحت نفوذ آق قویونلوها را تسخیر كرد . همچنین طی جنگهایی با مراد بیگ آق قویونلو رئیس محمد كره ( حاكم ابر قوه ) حسین كیای چلاوی ( حاكم فیروز كوه و سمنان و خوار ) ، ابوالفتح بیگ (فرمانروای كرمان ) و دیگر قدرتهای محلی ، به عمر این حكومتها پایان داد . در سال 913 ه.ق.

ضمن جنگ با علاء الدوله ذوالقدر ، دیار بكر را فتح كرد و در سال 914 ه.ق. حاكمیت خود را بر بغداد و عتبات مسلم گردانید . همچنین خوزستان و هویزه را ( كه در تصرف سادات مشعشعی بود ) به تصرف در آورد و به نفوذ باریك بیگ پرناك در عراق عرب پایان داد . در سال 915 ه.ق. برای جنگ با محمد خان شیبانی ( فرمانروای ازبك ) كه بر خراسان و شرق ایران تا كرمان تسلط یافته بود تصمیم به تدارك لشكر گرفت . شیبك خان ازبك یا محمد شیبانی پادشاه دولت ومقتدری بود موسوم به “

شیبانیان ” . اعقاب شیبان ، پسر جوجی خان ، از اواخر قرن هشتم ه.ق. به تدریج بر ماوراء النهر مسلط شدند و محمد خان در سال 900 ه.ق. بر سراسر این ناحیه تسلط یافت. وی با استفاده از ضعف بازماندگان دولت تیموری ، بر خراسان و نواحی شرقی ایران غلبه كرد . ظهور دولت شیعی صفوی ، دشمنی دولت شیبانی و دولت عثمانی را ( كه هر دو از مذهب تسنن حمایت می كردند ) برانگیخت و موجب یك رشته مخاصمات و محاربات بین ایران و دولتین مذكور شد و طبعا” نوعی اتحاد و همبستگی بین آن دو در راه مبارزه علیه دولت صفوی برقرار گردید . اسناد و مدارك مشعر بر

مكاتبات فیمابین دولت عثمانی و ازبك ، این اتحاد را اثبات می كند . تجاوزات ازبكان در خراسان و شرق ایران و ارسال نامه های تهدید آمیز محمد شیبانی به پادشاه صفوی شاه اسماعیل را به تدارك جنگ خراسان مصمم ساخت . وی پس از فراخواندن سپاهیان از مناطق مختلف كشور

رهسپار خراسان شد و در شعبان سال 916 ه.ق. در نزدیكی شهر مرو شكست سختی به ازبكان وارد ساخت و محمد خان شیبانی در اثنای این جنگ به قتل رسید. شكست ازبكان را تسخیر تمامی شهرهای خراسان و ماوراءالنهر را بر روی شاه اسماعیل گشود و مرزهای شرقی دولت صفوی ، ازیك سو تا بلخ و از سوی دیگر ، تا آمو دریا گسترده شد . اگر چه شاه اسماعیل علاقه چندانی به امر اداره ماوراءالنهر از خود نشان نداد و تنها به علت تجاوزات امرای ازبك ناگزیر به لشكر كشیهای مجدد به آن ناحیه گردید ، ولی با منصوب كردن حكامی در شهرهای مختلف ، عملا”

حاكمیت دولت صفوی را در حوضه جنوبی رود جیحون تثبیت كرد .
شكست ازبكان عكس العمل شدید كارگزاران دولت عثمانی را برانگیخت و سیاست آمیخته با مماشات و تساهل سلطان با یزید در برابر شاه اسماعیل با مخالفت شدید سران ینی چری و علمای اهل تسنن عثمانی روبه رو شد. مخالفان كه سلطان را سد راه مبارزه با دولت صفوی می دانستند به دور سلیم ( فرزند او ) گرد آمدند و ضمن توطئه ای كه به مرگ با یزید انجامید این مانع را از سرراه برداشتند .

سلطان سلیم پس از فوت پدر ، به قصد جنگ با شاه اسماعیل و براندازی دولت نوپای صفوی سپاه بزرگی از ینی چریها و ممالك دست نشانده فراهم ساخت و پس از قتل عام شیعیان و طرفداران شاه اسماعیل در آناتولی در محرم سال 920 ه.ق. به سوی ایران حركت كرد. وی در ماه رجب همین سال در دشت چالدران ( نزدیك خوی مستقر شدو در شرایطی كه سپاهیان عثمانی از لحاظ كثرت عدد و مجهز بودند به اسلحه گرم از امتیاز بزرگی برخوردار بودند جنگ آغاز گردید. با تمام رشادت و جلادتی كه شاه اسماعیل و امرای قزلباش نشان دادند جنگ با پیروزی سلطان سلیم

خاتمه یافت و شهر تبریز سقوط كرد . اما سلطان عثمان تنها چند روزی توانست در آذربایجان بماند . بیم از عدم امنیت و تداركات ، دوری از مركز حكومت و مهمتر از همه طغیان ینی چریها ( به علت عدم رضایت از جنگ و كشتار مسلمانان ) وی را مجبور به عقب نشینی كرد .

اگر چه جنگ چالدران ضربه سنگینی به دولت صفوی وارد كرد ولی موجب از بین رفتن آن نشد. بعد از واقعه چالدران شاه اسماعیل تا پایان عمر دست به كار مهمی نزد و بیشتر اوقات خود را به آسودگی و فراغت گذراند و جز اعزام لشكریانی به ماوراءالنهر و گرجستان ( برای فرونشاندن پاره ای طغیانها ) حركت مهمی انجام نداد . سرانجام در 15 رجب سال 930 ه.ق. شاه اسماعیل پس از بازگشت از ییلاق شكی به آذربایجان در ناحیه سراب در 38 سالكی چشم از جهان فروبست در حالی كه دولتی با ثبات بنیان نهاده بود كه طی دو قرن ادامه یافت و از نظر تشكیلات و نظامات از مهمترین دولتهای بعد از اسلام در ایران شمرده می شود.

تهماسب ، بزرگترین فرزند شاه اسماعیل كه در سال 919 ه.ق. به دنیا آمده بود . در یك سالكی به دستور پدرش به هرات انتقال یافت . به دلیل اهمیتی كه خراسان داشت حكومت این سرزمین تا رود آمویه ( جیحون ) اصطلاحا” به او تعلق گرفت و دیوسلطان روملو ( حاكم بلخ ) به للگی او انتخاب شد . تهماسب هنگام مرگ پدر ده سال و شش ماه داشت كه به سلطنت رسید . وی از سال

930 ه.ق. تا 984 ه.ق. مدت 54 سال سلطنت كرد كه بیشترین ایام سلطنت در دوران صفوی محسوب می شود . او شجاعت و صلابت پدررا نداشت ولی از نظر كشور داری و تنظیمات زمان حكمرانی او را باید یكی از مهمترین ادوار صفویه شمرد. شاه اسماعیل در عمر كوتاه خود كه بیشتر در جنگهای داخلی و خارجی گذشت ، موفق نشد دولت نوبنیاد صفوی را بر اساس تشكیلات اداری و نظامات مذهبی استوار كند ولی این كار در دوران سلطنت طولانی تهماسب جامه عمل پوشید.

نیمه اول سلطنت او بیشتر در رفع نفاق و چند دستگی سران قزلباش و اداره جنگ در سر حدات شرقی و غربی مملكت گذشت . دشمنان سر سخت دولت صفوی یعنی ازبكان و عثمانیان از همان آغاز زمامداری تهماسب حملات خود را به ایران آغاز كردند . عبیدالله خان ازبك و امرای دیگر او به طور مداوم خراسان را مورد تاخت و تاز و نهب و كشتار قرار می دادند . سرانجام در جنگ بزرگ ” جام ” در سال 935 ه.ق. با شكستی كه تهماسب به عبیدالله وارد كرد ، برای مدتی خراسان از

حملات ازبكان در امان ماند در جبهه غرب شاه تهماسب با دشمن بزرگی همچون سلطان سلیمان قانونی مواجه بود . سلطان عثمانی وارث سرزمینهای وسیعی بود كه پدرش در اروپا و آسیای غربی و شمال آفریقا به دست آورده بود . البته خود او هم مرتبا” بر دامنه این ب متصرفات می افزود . ضعف و پراكندگی سللطین اروپا به او فرصت داد تا سپاهیان عثمانی را به پشت دروازه های وین برساند و بروز اختلاف در بین س

فرار اولامه سلطان تكلو از سران معتبر قزلباش به عثمانی و پناهنده شدن القاص میرزا برادرشاه تهماسب به سلطان سلیمان و تحریكاتی كه در استانبول علیه ایران انجام دادندآتش جنگ میان دولت صفوی و حكومت عثمانی را دامن زد . سپاهیان عثمانی چندین بار به مناطق غربی متصرفات صفوی و آذربایجان حمله كردند . شاه تهماسب نیز هر بار با از میان بردن تداركات و ویران ساختن آبادیها و امكانات زندگی و حملات ایذایی پیشرفت آنان را مانع می گردید . به نحوی كه لشكر كشیها به نتایجی كه منظور نظر سلطان عثمانی بود منجر نشد. حتی در بعضی از جبهه ها مانند قفقاز متحمل شكست شدند . اسماعیل میرزا ، فرزند شاه تهماسب در سال 958 ه.ق. با فتح ارزته الروم و كردستان و ارمنستان مناطقی را كه به اطاعت سلطان عثمانی در آمده بود مطیع كرد .

شاه تهماسب به علت نزدیكی تبریز به مرزهای عثمانی و آسیب پذیری این شهر و دوری تبریز از خراسان كه همواره مورد هجوم ازبكان قرار می گرفت در سال 965 ه.ق. پایتخت خود را به قزوین منتقل كرد . از این تاریخ تا سال 1006 ه.ق. ( كه شه عباس اول اصفهان را مورد توجه قرار داد ) شهر قزوین پایتخت صفویه بود . از وقایع عمده دوران شاه تهماسب پناهندگی همایون ( پادشاه

هند ) و با یزید ( شاهزاده عثمانی ) بود كه هر دو رویداد تاثیر زیادی در رابط ایران و هند و عثمانی داشت . در سال 950 ه.ق. همایون پادشاه هند به علت اختلافاتی كه بین او و شیرخان افغانی رخ داده بود بر اثر نفاق برادرانش ناگزیر هند را ترك كرد و با كسان نزدیك خود به شاه تهماسب پناهنده شد . شاه تهماسب مقدم مهمان خود را گرامی داشت و فرمان داد او را با اعزاز و احترام تا پایتخت همراهی كنند . همایون بعد از مدتی اقامت در ایران با نیرویی كه پادشاه صفوی در اختیار او گذاشت به هند بازگشت و سلطنت از دست رفته خود را به دست آورد . این واقعه چنان تاثیر خوبی در روابط دوستان ایران وهند باقی گذاشت كه تا انقراض صفویان ( به استثنای مواردی چند كه اختلافاتی بین طرفین در مسائل مرزی به ویژه قندهار پیش آمد ) ادامه یافت .

در سال 967 ه.ق. با یزید به علت پاره ای اختلافات كه با پدرش ( سلطان سلیمان) و برادرش ( سلیم ) پیدا كرده بود با ده هزار سرباز مسلح از آناتولی وارد ایران شد و از شاه تهماسب تقاضای پناهندگی كرد . ساه تهماسب نهایت اعزاز و احترام را در حق مهمان خود به عمل آورد و دستور داد او و نزدیكانش را در كاخ مناسبی جاه دهند . سلطان عثمان كه از آمدن یزید به ایران اطلاع

یافت با ارسال نامه های مكرر كه گاه جنبه تحبیب و گاه تهدید داشت استرداد با یزید را از شاه تهماسب تقاضا كرد . وساطتها و تقاضاهای شاه نیز برای عفو شاهزاده عثمانی به هیچ وجه موثر واقع نشد. سرانجام سلطان صفوی برای جلوگیری از تهاجم عثمانی و شعله ور شدن جنگهایی كه به موجب صلح آماسیه متوقف شده بود . با یزید و فرزندان او را تسلیم ماموران عثمانی كرد . متعاقب آن در سال 969 ه.ق. صلحی بین طرفین منعقد گردید و جنگهای غرب كشور برای مدتی نسبتا” طولانی خاموش شد .
شاه تهماسب در پنجاه و چهارمین سال سلطنت خود در پانزدهم ماه صفر سال 984 ه.ق در قزوین وفات كرد و پس از چندی جسد او را در مشهد مقدس دفن كردند . شاه تهماسب به ظاهر مردی دیندار و پایبند تكالیف و فرائض دینی بود . اگر چه مذهب شیعه در زمان پدرش مذهب رسمی كشور شد ولی استقرار و گسترش آن در دوره های شاه تهماسب انجام گرفت . در این دوره با

آمدن علمای شیعه از لبنان و عراق و بحرین تشكیلات مذهبی بر مبنای منظمی قرار گرفت . دوران صلح و آرامش طولانی بین ایران و عثمانی به شاه تهماسب فرصت داد تا سازمان اداری و نظامی و اقتصادی دولت صفوی را بر پایه مستحكمی بنا كند . در واقع ، استقرار حاكمیت این دولت در دوره او انجام پذیرفت .

بعد از مرگ شاه تهماسب پسر دومش ( اسماعیل میرزا ) كه به دستور پدر در قلعه قهقهه زندانی بود با حمایت اكثر امیران قزلباش به پادشاهی رسید . وی یك سال و نیم سلطنت كرد اما در همین مدت كوتا به جنایات دهشت انگیزی دست زد .

برای دریافت اینجا کلیک کنید

سوالات و نظرات شما

برچسب ها

سایت پروژه word, دانلود پروژه word, سایت پروژه, پروژه دات کام,
Copyright © 2014 icbc.ir