توضیحات

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

  مقاله بررسی فرایند زندگی وقلمرو فکری مولوی دارای 25 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی فرایند زندگی وقلمرو فکری مولوی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی مقاله بررسی فرایند زندگی وقلمرو فکری مولوی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن مقاله بررسی فرایند زندگی وقلمرو فکری مولوی :

مقـدمه
ادبیّات در هر شكل و قالبی كه باشد ، نمایشگر زندگی و بیان كننده ارزش ها و معیارها و ویژگی هایی است كه زندگی فردی و جمعی بر محور آن ها می چرخد ، نقد و بررسی و ارزیابی آثار ادبی نیز چنین است و نمی تواند به دور از آن ارزش ها و معیارها باشد .
ادبیات از دو دیدگاه ما را با زندگی پیوند می دهد : 1- از دیدگاه عاطفی و عرفانی 2- از دیدگاه خردورزی ، وقتی كه اثری را بررسی می كنیم یا قطعه شعری می خوانیم ، عواطف و احساسات ما با عواطف و احساسات شاعر جنبه های مشترك پیدا می كند و با او هم سویی روانی پیدا می كنیم ، و یا وقتی سرگذشتی را مطالعه می كنیم در كشاكش حادثه بزرگی قرار می گیریم و لحظات زندگیمان با آن حادثه آمیختگی پیدا می كند ، در این موارد نفس و جان نمی تواند از اثرپذیری بركنار مانَد. اگر از جهت خردورزی جنبه های مثبت و منفی آن را دریابیم زندگی را مطرح ساخته ایم . هدف غایی ادبیات تعالی انسان و وصول به ادب نَفْس است . آثاری كه پیامش در جهت پروردن انسان متعالی خواهنده « حقّ » و جوینده
« حقیقت » نباشد صفت والا و پرارج نمی تواند به خود گیرد .

تولد :
مولانا روز ششم ربیع الاول سال 604 هـ. . ق / سی ام سپتامبر 1207 میلادی در بلخ به دنیا آمد . پدرش واعظ سرشناس شهر ، بهاء الدین محمد معروف به بهاء ولد بود . در منابعی كه پس از شهرت مولانا نوشته شده بهاء ولد را از مشایخ صوفیان كبروی و دارای لقب سلطان العلماء می بینیم و از خود او نقل شده كه این لقب را پیامبر در خواب به او عطا كرده است .
زندگی :
اما نوشتن سرگذشت مردی چون مولانا جلال الدین محمد ، كار آسانی نیست . مردی كه درباره او هر چه بگویند و بنویسند ، باز هم ناگفته ها بسیار است و آفریننده مثنوی مردی است به نام محمد ، با لقب جلال الدین ، كه دوستان و یاران نزدیك او را مولانا می خواندند و در منابع دست اول شرح احوال او ، و نیز آثاری چون مقامات شمس به همین لفظ مولانا از او یاد شده ، و آن چه را به او منسوب بوده با صفت مولوی توصیف كرده اند . لقب ها و توصیف هایی چون « خداوندگار » و « سرالله الاعظم » نیز برای او به كار رفته ، كه در شمار اسم خاص یا شهرت او نمی آید . تكرار واژه « خاموش » یا صورت های مخفف آن در پایان تعدادی از غزل های دیوان شمس ، نیز این تصور را پدید آورده كه تخلص او در غزل خاموش است اما مولانا غالباً در آن غزل ها ، خاموش را با همان معنی لغوی و وصفی آن به كار برده و كمتر موردی است كه این كلمه را بتوان تخلص شمرد در واقع تخلص مولانا در دیوان شمس تبریز است زیرا روح او چنان با روح شمس درآمیخته كه خود را نیز شمس تبریز می دیده است از مولانا با عنوان روحی یا مولانای روحی نیز یاد شده است زیرا او در روم یا تركیه امروزی می زیسته و آرامگاه او و خاندانش در شهر قونیه است .

مولانا در 24 سالگی در مسند تدریس و ارشاد به جای پدر نشست ، مفتی و فقیه و مدرس شد اما در پشت این سیمای فقیهانه وجودی دیگر از عشق می گفت و انتظار می كشید تا برهان الدین محقق ترمذی از راه برسد و آن ( پری رو ) را از مستوری به درآورد .
دوشنبه 26 جمادی الثانی سال 642 ، شمس تبریز در قونیه طلوع كرد مردی بلندبالا با چهره استخوانی ، نگاهی نافذ و آمیخته با خشم و مهربانی ، غمگین ، رنج كشیده و به تقریب شصت ساله شمس الدین محمد بن علی بن ملك داد تبریزی در دیار خود كسانی از پیران طریقت را دیده بود .

در گوشه و كنار آثار مولانا ارشاداتی هست كه نشان می دهد شمس مرد آگاه و فرزانه ای بوده علوم شرعی و ریاضی و حكمت می دانسته است روز 26 جمادی الثانی سال 642 یك مدرس باحشمت از مدرسه پنبه فروشان بیرون آمده بود كه فردا به مدرسه بازگردد ، اما فردا شاگردانش انتظار كشیدندو او بازنگشت . سه ماه چهل روز بیشتر یا كمتر مولانا و شمس درب به روی خود بستند و آن چه را در مدرسه ها نمی توانستند بگویند با هم در میان نهادند و دیدند كه راهشان از هم جدا نیست .

شاگردانی كه دیدار مولانا برای آن ها دیگر میسر نبود و جمعی از عوام شهر هم صدا شدند كه شمس ، موجه ترین مرد راه خدا را از راه خدا به در برده است . شهر به آشوب كشیده شد و شمس نه در پی آشوب بود و نه می خواست كه مرادی محبوب را از مریدانش جدا كند روز 21 شوال سال 643 هـ . ق شمس از قونیه رفت و نگفت به كجا ؟ و شاید خود او هم نمی دانست به كجا خواهد رفت ؟ اما پس از رفتن او یاران صاحب دل به مجلس مولانا پیوستند و در یاد شمس همدم شدند . نیم قرن سفر كردن آموختن و خواندن و اندیشیدن و گفتن و

سرودن و نوشتن عوالم دوگانه خانقاه و مدرسه را تاب آوردن رنج ها دیدن و نرنجانیدن مولانا را فرسوده كرده بود و می توان گفت كه از اواخر دفتر سوم مثنوی ، غبار پیری و فرسودگی بر سیمای مولانا نشسته بود و گاه رشته سخن از دست او بیرون می رفت . آخرین شب زندگی را مولانا در شب سوزان گذراند اما بیم مرگ در چهره او نبود زیرا مرگ جسم ، برای او پیوستن روح به آزادی و جاودانگی بود غروب روز یكشنبه پنجم جمادی الثانی 672 هـ . ق /17 سپتامبر 1273 میلادی در یك شامگاه سرد اواخر پاییز ، دو آفتاب در شهر قونیه فرو نشست . جسم دردمند و سوزان مولانا سرد شد بی آن كه وجود حقیقی ا و را بمیراند و امروز او سرشار از زندگی من و شما را در این گفتارها و دفترها به هم پیوند می دهد و با من و شما در گفتگو است .

آثار :
مثنوی آخرین اثر مولانا است كه شش دفتر دارد كه مرتبه روحانی و معنوی آن بالاتر و محتوای فكری آن بیشتر از آثار دیگر اوست دیوان شمس شامل غزلیاتی است كه بیشتر آن ها را مولانا به نام شمس سروده و پس از نومیدی از بازیافتن او و عنایت به صلاح الدین زركوب و چلبی حسام الدین غزلیاتی نیز به نام آنان ساخته و بر شمس نامه خود افزوده است علاوه بر غزل ها در دیوان شمس قطعات ، ترجیعات و ریاضیات هم هست كه مجموع ادبیات این كتاب عظیم را مطابق با متن تصحیح شده شادروان بدیع الزمان فروزان فر به 40326 بیت می رساند علاوه بر مثنوی و دیوان شمس از مولانا سه مجموعه دیگر به نثر فارسی
داریم . یكی مكاتیب یا مكتوبات او كه نامه ه ایی دست در موضوعات و به مناسبت های گوناگون و در میان آنها از نامه های خصوصی خانوادگی تا مكاتبه با مقامات و كارگزاران
سرشناس عصر مولانا دیده می شود. اثر دیگر ، تقریرات مولانا در مسائل مذهبی و اخلاقی و عرفانی است كه نام فیه ما فیه بر آن نهاده اند و دیگر مجالس سبعه مولانا است كه در واقع هفت خطابه منبری است .

قلمرو فكری ( جهان بینی ) مولوی
با نظر به روش فكری مولانا كه با یك هیجان فوق العاده روانی درآمیخته است و به طور كلی با نظر به تنوع ابعاد و گسترش استعدادهای روانی یك مغز رشدیافته انتظار یك جهان بینی كلی و همچنین یك نگرش علمی معمولی كاملاً بی مورد و بیهوده است .
بنده در این مبحث به 3 قلمرو فكری مولانا اشاره می كنم كه بدون توجه دقیق به آنها
نمی توانیم درباره جهان بینی مولانا نظر صحیحی ابراز كنیم .

1- قلمرو داستان پردازی ها
2- قلمرو بینش های علمی مولوی
3- قلمرو بینش های عرفانی مولوی
1- قلمرو داستان پردازی ها و تمثیل و تشبیه و تنظیر ، كه مهارت مولانا را در حد اعلائی از فعالیتهای مغزی نشان می دهد . وی هیچ توجهی به آن ندارد كه آیا همه آن داستانها صحیح است یا نه ؟ و همچنین مولانا با آن تمثیلات و تشبیهات و تنظیرات ، نظری به واقعیتهای عینی همه عناصر آن امور ندارد ، زیرا او با تمام صراحت به نارسائی تمثیل برای اثبات یا توضیح واقعیات اعتراف نموده می گوید :
متحد نقشی ندارد این سرا تا كه مثلی وا نمایم مر ترا
هم مثال ناقصی دست آورم تا زحیرانی خرد را واخرم
لذا این اعتراض به مولانا كه او شاعرانه یا فانتزی فكر می كند ، كاملاً بی مورد
است . او می كوشد تا بتواند موضوعات معقول و اصول عالی و بنیادین جهان بینی و انسان شناسی و خدایابی را با مفاهیم محسوس و قابل فهم عموم مطرح كند . مسلّم است كه با آن امتیازات فوق العاده عالی و فراوان كه مولانا در ادای تمثیل و تشبیه و تنظیر برخوردار است و در این فعالیت مغزی ، شاید بی نظیر بوده باشد گاهی هم مبتذل و سبك و ناچیز از آب در می آید. او پس از ملاقات با شمس به كوه آتش فشانی تبدیل می شده است كه هرگونه مواد درونی را بیرون می ریزد ، با این ملاحظه كه مولانا از ابراز هر آنچه كه می داند به جهت جهل حاكم در محیط امتناع می ورزد.
هر چه می گویم به قدر فهم تست مردم اندر حسرت فهم درست .
با این وصف ، همان تشبیهات و تمثیلات و دیگر فعالیت های مغزی مولانا در داستان هایی كه می آورد ، وسعت اطلاعات عمومی و قدرت فوق العاده در استنتاج و تصرفات او را در مضامین داستانها به خوبی اثبات می نماید .

برای دریافت اینجا کلیک کنید

سوالات و نظرات شما

برچسب ها

سایت پروژه word, دانلود پروژه word, سایت پروژه, پروژه دات کام,

آخرین مطالب وبلاگ

نظرات مشتریان

سلام و خسنه نباشید اول بگم که سایت خوب و جامع و با امکانات خیلی خوبی دارید.. مهمتر اینکه کاربر رو بعد از خریدش رها نمیکنید و واقعا پاسخگو هستید. موفق باشید ممنون. امیر

Copyright © 2014 icbc.ir